ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)

90

عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)

أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ « 1 » . در مورد اين جمله ، سخنانى گفته شده منجمله : - قبل از اينكه آن دورترين فرد ، در مقابل چشمت به تو برسد ، من مىتوانم آن را بياورم . - تا آنجا كه مىتوانى چشمت را نگه‌دار ، وقتى كه ديگر نتوانستى نگه‌دارى و پلكهايت را بر هم گذاشتى ، قبل از اينكه مجددا آن را بگشايى ، من تخت را نزد تو حاضر مىكنم . « كلبى » گويد در اين هنگام ، « آصف » به سجده افتاد و خداوند متعال را با اسم اعظمش خواند ، سپس به قدرت لا يزال الهى تخت بلقيس ، كنار تخت حضرت سليمان آشكار شد . و اما آن اسم اعظمى كه آصف بدان دعا كرد چه بود ؟ اقوالى است ، از جمله : - « اللَّه و الرّحمن » بود . - « يا حىّ يا قيّوم » بود كه در زبان عبرانى مىگويند : « آهيا شراهيا » . - « يا ذا الجلال و الاكرام » بود . - « يا الهنا و إله كلّ شيء الها واحدا لا إله الّا انت » بود « 2 » .

--> ( 1 ) سورهء نمل ، آيهء 40 . ( 2 ) درست است كه به واسطهء اسم اعظم مىتوان در هر چيزى تصرف كرد ( البته به اذن اللَّه ) ولى بايد دانست كه يك چنين اسمى از قبيل الفاظ يا مفاهيم قابل تصورى كه لفظ بر آن دلالت دارد نيست ، بلكه الفاظى چون حىّ و قيوم و . . اسم الاسم حق‌اند و اسماء الهى در حقيقت ذات است با وصفى از اوصاف . اين اسماء مراتبى دارند كه هر اسم ما فوق ، محيط بر اسم ما دون است تا برسد به اسم اعظم ، اگر كسى در اثر انقطاع از اسباب مادّى براى حاجتش به پروردگار سبحان متصل گرديد ، در حقيقت به اسم او متصل شده ، در اين صورت آن اسم اثر مىگذارد ، و اگر به اسم اعظم متصل گرديد ، همه چيز منقاد و فرمانبردار او خواهند بود . با اين توضيح ، توهماتى كه ممكن است در ساير ادعيه و آثار به وجود آيد ، دفع مىگردد ( ر . ك : تفسير شريف الميزان ، ذيل آيهء شريفهء 180 از سورهء اعراف و نيز ذيل آيهء شريفهء 40 از سورهء نمل ) .